ما دیوان قوام هستیم
قدرت بیحد در خدمت آبادانی ایران و صلح در جهان
اثری از محمد سیاه قلم
بازگشت به ریشهها
ریشه واژه «دیو» از واژه هندواروپایی deiwos است، بهمعنی درخشان، آسمانی و خدایی.
اگرچه در طول تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین، معنای «دیو» دچار دگرگونی شد، اما در حافظه ایرانی هیچگاه از معنای آغازین خود تهی نشد.
در ایران باستان، دیوان سرچشمه سازندگی بودند و نخستین آموزگاران صنعت و پیشه.
در روایتهای پهلوی و گرشاسبنامه آمده است که «جمشید»، چهارمین پادشاه پیشدادی، گداختن فلز و ساخت ابزار را از دیوان آموخت. براساس این روایات، دیوان سازندگان بزرگ تمدن جمشید و نماد نیروهای خلاق طبیعت و جهان هستند.
دیوان ناچار به انتخاب از میان این دو مسیر هستند.
ما انتخاب خود را کردهایم و متعهد شدهایم تا نیروی عظیم خود را صرف خدمت کنیم.
در مرز میان
«سازندگی» و «ویرانگری»
دیوبودن، شمشیری دو لبه است.
قدرتی عریان و بیحد که اگر در مسیر «سازندگی» قرار بگیرد، برای جمشید بزرگترین تمدن جهان را میسازد و اگر راه به سوی «ویرانگری» کج کند، برای ضحاک تخت زرین؛ مانند قدرت اتم است که میتواند انرژی اتمی شود در دست انسان یا بمب اتم شود بر سر انسان.
قوام؛
آنچه دیوان پای تحقق آن ایستادهاند
زمانی که این واژه در کنار «دیو» قرار میگیرد، ابعاد تازهای پیدا میکند.
نیروی خام و پرهیبت دیو است در مدار عقل و فرّه، که در نتیجه، پایداری و سامان میآفریند. بنابراین :
ما «دیوان قوام» هستیم؛
دیوانی همپیمان بر آیین آبادانی ایران و صلح در جهان.
قوام دو معنی دارد:
مخفف قدرت و آبادانی ایران، منشأ صلح جهان است؛
همان هدفی که دیوان را متعهد کرده است.
1
به معنی استواری و پایداری است.
اگر به ریشه آن یعنی «قوم» برگردیم به مفهومی چند لایه میرسیم؛
مفهومی که سه معنای مهم زیر چتر آن قرار دارد:
پایداری، قدرت و توان ساماندهی.
2